على محمدى خراسانى

349

شرح مكاسب (فارسى)

مثمن » در ساير معاملات دارند ، همانطور كه نسبت به عوضين اغراض مختلف است ، اى چه بسا مشترى به كالاى خاصّى نظر دارد و غرضش به آن تعلّق دارد ، و هكذا بايع ثمن معيّنى را مىطلبد و . . . در نكاح هم زوجين نظر به فرد خاص دارند زوجه قصد تزويج با هركسى را ندارد ، زوج هم كذلك ، پس بايد طرف مقابل را تعيين كند و بداند كيست تا تطابق ميان ايجاب و قبول حاصل شود [ قبلا در شروط صيغه ذكر شد . ] و ايجاب و قبول بر يك مورد وارد شوند . ولى به خلاف باب بيع كه متعاملين حكم عوضين را نداشته و معمولا به اختلاف آنها غرضها مختلف نمىشود . فرق دوّم : : قوله : و لانّ : معناى بعت عبارتست از اينكه : جعلتك مشتريا و رضيت بان تكون مشتريا ، و عنوان مشترى حقيقتا بر قابل صادق است چه براى خود خريدارى كند و يا براى موكّل و . . . و لذا تعيين و علم لازم نيست . ولى زوّجتك يعنى جعلتك زوجا و رضيت بان تكون زوجا يعنى زوجه راضى است كه مخاطبش زوج او باشد ، و عنوان زوج حقيقتا بر وكيل يا ولّى زوج اطلاق نمىشود تا مخاطب اعمّ باشد از زوج و وكيل ، بلكه بر خود زوج اطلاق مىشود . « 1 » [ جواب مرحوم شيخ از دو فرق ] : قوله : و يرد على الوجه الاوّل : مرحوم شيخ از هر دو فرق جواب مىدهند : امّا از فرق اوّل : دو جواب مىدهند : الف : بيان شما [ كه گفتيد : در باب نكاح زوجين به منزلهء عوضين مىباشند و غرضها متفاوت است . . ] تنها دليل بر لزوم تعيين و علم در باب نكاح است ولى

--> ( 1 ) مقابس الانوار ، ص 115 .